تاثیر بلاک چین بر کاهش نابرابری

در دهه‌های گذشته فناوری اطلاعات و ارتباطات و انقلاب دیجیتال، بر نوآوری تاثیر گذاشته و ماهیت مشاغل را به صورت بازگشت‌ناپذیری تغییر داده و شهرها را به مراکز اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. این تغییرات و سیاست‌های همراه با آنها افراد و گروه‌های اجتماعی را به صورتی متفاوت تحت تاثیر قرار می‌دهند، به صورتی که برخی بیشتر و برخی کمتر از منافع این تغییرات منتفع شده و حتی برخی گروه‌ها با زیان و یا حذف روبرو می‌شوند. تحقیقات مختلف حاکی از آن است که گرچه رشد فناوری در سال‌های گذشته به کاهش فقر در جهان منجر شده، اما همزمان نابرابری و شکاف درآمدی را دامن زده است. در حالیکه در سال ۱۹۶۰ تخمین زده می‌شد ۷۰ درصد ثروت دنیا در دست ۲۰ درصد افراد برخوردار در جهان باشد، این رقم پس از سال ۲۰۰۰ به بالای ۸۵ درصد رسیده است. این مساله در مورد کشورهای در حال توسعه به دلیل تغییرات اقتصادی شدید، بیشتر دارای اهمیت است.

از طرف دیگر، فناوری‌های نوظهور با فراهم آوردن ابزارهای نوین می‌توانند نقشی سازنده در فراگیری بازی کنند؛ با این وجود همه سیاست‌های نوآوری غالباً بر اساس میزان تاثیر آنها در رشد مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و نوآوری و فناوری به عنوان موتور توسعه اقتصادی و ایجاد شغل در نظر گرفته می‌شود و از تاثیر آن‌ها بر روی نابرابری[۱] غفلت می‌شود و کمتر درباره نقش فناوری در رشد فراگیر[۲] بحث شده است. حال آنکه تغییرات فناورانه و نوآوری می‌توانند تاثیراتی مهم، به ویژه در مورد دسترسی به منافع حاصل از نوآوری و بازتوزیع ثروت داشته باشند.

یکی از این فناوری‌های نوین که در سال‌های آتی از تاثیر آن بر فراگیری و کاهش نابرابری بیشتر خواهیم شنید فناوری بلاک چین است. مشخصه های تمرکززدایی[۳] و بی نیازی از اعتماد که ماهیت این فناوری است قابلیت این را دارد که سه مولفه فراگیری اجتماعی، فراگیری صنعتی و فراگیری سرزمینی را تحت تاثیر قرار داده و نهایتا نوآوری و رشد فراگیر بویژه در کشورهای در حال توسعه را متاثر سازد.

[۱] Inequality

[۲] Inclusive Growth

[۳] Decentralization

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *